توجه خاندان زند به ایل دشمن زیاری
کریم خان فقط یک جنگ خارجی داشت أن هم با والی بصره که دلیل آن را در متون تاریخی اذیت و آزار زائران ایرانی عتبات عالیات نوشته اند اما در حقیقت دلیل لشکرکشی وکیل الرعایا به بصره تعقیب و گوشمالی عوامل ناامنی در خلیج فارس بوده که به بصره پناهنده شدند. و از این لحاظ کریم خان سردمدار حفظ نظم و امنیت در خلیج فارس بوده. وی در راه بازگشت عده زیادی از لیراوی ها(طیبی و بهمئی ها) را در نزدیکی چار طاقی خیرآباد قتل عام می کند و از سر بریده آنها منبر می سازد که دلیل چنین رفتاری از سوی کسی که خود را وکیل الرعایا لقب نهاده بود مشخص نیست . موضوعی دیگر خاطر خان زند را آزار داد و وی را سخت عصبانی و خشمگین کرد و آن هم ضرب سکه در ضرابخانه دهدشت توسط محمد زکی خان گشتاسبی دشمن زیاری بود( ضرب سکه به معنای طغیان علیه حکومت مرکزی می باشد و به عبارتی ضارب حکومت را قبول ندارد!) کریم خان دستور داد تا خان دشمن زیاری را احضار کردند و از وی دلیل این طغیان را پرسید. محمدزکی خان در جواب گفت: دیرزمانی است داعیه داران حکومت از ایل قاجار و زند با هم در ستیزند و افاغنه نیز در بخشی از مملکت مسلط شده اند و اوضاع در سرزمین معظم کهگیلویه در نتیجه این نابسامانی ها و کشمکش ها بغرنج شده است ناچاراْ تن به خطر دادم و سکه به نام خویش ضرب کردم تا حکومتی ملی فراگیر شود و سکه حاکم کشور به شهر و دیار من برسد و تا تحقق این مهم اصناف و بازاریان و بلکه عموم مردم دیارم در مضیقه نباشند و فی البداهه شعری خواند که به مذاق کریم خان زند خوش آمد و ایشان را احترام و منزلت فراوان بجا آورد و عده ای از دشمن زیاری ها را با خود به منطقه فارس و مشخصاْ بیضا و تنگ شول و شیراز آورد و آن شعر محمد زکی خان دشمن زیاری این است:
من کنم دیوانگی تا بر سرم غوغا شود سکه بر زر می زنم تا صاحبم پیدا شود
دشمن زیاری ها پس از رحلت کریم خان زند از حامیان اصلی زیباترین شاهزاده ایرانی(لطفعلی خان زند) بودند و پس از خیانات حاج ابراهیم خان کلانتر به ایشان وی را تنها نگذاشتند و در کازرون- لار کرمان و بم با ایشان همراه شدند و دلیری ها نشان دادند و پس از مرگ شاهزاده ایرانی عده زیادی از أنها توسط خان قاجار به تهران تبعید شدند.
تا باد چنین بادا !!